عماد الدين حسن بن علي الطبري

308

مناقب الطاهرين ( فارسي )

عبدى من امتى . فاشهدوا ملائكتى . و ملائكه شهادت خويش بر اين حرير نوشته‌اند و مهرى از مشك سفيد بر وى نهاده و به رضوان خازن بهشت سپرده‌اند . و طوبا حليه‌ها و حللها بباريد . و ابرى بيامد و درّ و ياقوت بباريد . و ملائكه قرنفل و سنبل برافشاندند و حور العين برچيدند و هديّه به هم مىدهند و بر آن فخر مىكنند تا به روز قيامت و مىگويند كه : اين ، نثار فاطمه بنت محمّد است ( ص ) أو نثارها كه ملائكه برچيدند ، خداى تعالى بفرمود كه نگاه داريد تا فرداى قيامت چون محبّان و مواليان شيعه بر صراط گذرند ، اين تحفه‌ها به جواز بهشت بديشان مىدهيد . و اين و امثال اين كه اين كتاب حامل آن نشود ، اختصار كردم ، خوف ملال كاتب و مستمع را . و امّا آخر اين كار : رسول ( ص ) گفت : برخيز يا على و به مسجد رو تا به حضور مهاجر و انصار اين كار تمام بكنم . على ( ع ) در راه به ابو بكر و عمر رسيد . ايشان گفتند : ما وراءك ؟ گفت : چنين و چنين رفت و رسول ( ص ) فاطمه را به من داد و بر اثر من به مسجد مىآيد . ايشان هر دو بازگرديدند . رسول ( ص ) به مسجد آمد و بلال را فرمود كه مهاجر و انصار را آواز داد و خطبه كرد ؛ تا به آخر خطبه گفت : ثمّ انّ اللّه جعل المصاهرة نسبا لا حقا و امرا مفترضا و شجّ بها الارحام و نسخ بها الآثام و الزمها الانام . و قال تبارك اسمه و تعالى جدّه : « وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كانَ رَبُّكَ قَدِيراً » . « 1 » فامر اللّه يجرى الى قضائه . و قضاؤه يجرى الى قدره . و قدره يجرى الى اجله . و لكلّ قضاء قدر . و لكلّ قدر اجل . و « لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ * يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ

--> ( 1 ) - فرقان ( 25 ) / 54 .